السيد حامد النقوي

175

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

صلّى اللَّه عليه و آله و سلم وصف امانت نداشت پس بطلان آن اظهر من الشمس و ابين من الامسست و غالبا احدى از اهل اسلام به اين معنى رضا نخواهد داد و اگر مراد از مخصوص بودن ابو عبيده بامانت اينست كه امانت او بيش از امانت ديگر اصحاب بود پس اين معنى نيز ظاهر البطلان و واضح الهوانست زيرا كه هرگز عقل عاقل از مسلمين باور نمىتوان كرد كه امانت ابو عبيده العياذ بالله بر امانت نفس رسول امين جناب امير المؤمنين عليه و آله سلام اللَّه رب العالمين يا بر امانت ديگر اصحاب اطياب جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مثل سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار رضوان اللَّه عليهم زيادت داشت و همچنين مشكلست كه اهل سنت بمقابلهء اهل حق بصراحت اعتراف نمايند كه ابو عبيده از حضرت شيخين زياده‌تر امين بود گو محتملست كه نسبت بخليفهء ثالث كه خياناتشان در اموال خدا و حقوق مسلمين طشت از بام افتاده مىباشد معترف گردند و هر گاه حال بر چنين منوال است و مزيت ابو عبيده در صفت امانت بر سائر اصحاب مسلّم نيست چگونه صحيح خواهد شد كه او را العياذ بالله باب جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در امانت گردانند و يكى از ابواب مدينهء علم دانند خامسا قول عاصمى و الامانة لا تؤدّى الا بالعلم ممنوعست زيرا كه قطع و يقينست كه بسيارى از عوام اهل اسلام اداى امانت مىنمايند حال آنكه بهرهء از علم ندارند بلكه شكى نيست در اين كه بسيارى از كفار نيز اداى امانت مىكنند و بعدشان از علم اوضح و اظهرست پس بعد تسليم مؤدى امانت بودن ابو عبيده از كجا ثابت توان كرد كه اداى امانت از ابو عبيده بوجه علم صورت مىگرفت سادسا قطع نظر ازين همه كرده مىگوئيم كه اگر ابو عبيده باب مدينهء علم مىبود در امانت لابد ازو اخبار و آثار امانت بامت مىرسيد و احكام و اوامر آن بذريعهء او منقول و ماثور مىگرديد بلكه مىبايست كه كل آن و اقلا شطر وافر و جزو اعظم آن از طريق ابو عبيده مروى شود ليكن چون احاديثى كه متعلق به احكام امانت بوده باشد بنهج مذكور ازو ماثور نگرديد و احدى از اهل سنت ادعا نكرده كه احكام و اوامر امانت در مذهب اهل سنت ماخوذ از ابو عبيده است لهذا معلوم شد كه ادعاى عاصمى درين باب بعيد از حق و صواب بلكه عين خطاى مورث تبابست سابعا اگر گيريم كه از ابو عبيده با وصف بابيت او در امانت بوجه من الوجوه احكام و اوامر امانت على النهج المذكور ماثور نشد ليكن كم از كم ظهور اعلام و آثار امانت از افعال ابو عبيده كه دليل بابيت او در امانت بوده باشد لازم بود حال آنكه از سيرت ابو عبيده اعلام و آثار امانت كه دليل بابيت او باشد پيدا نيست و من ادعى فعليه الاثبات بروايات الثقات الاثبات ثامنا اگر ازين هم درگذريم پس آيا كسى كه باب جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در امانت بوده باشد براى او لازم نيست كه دامن او از تلوث بخيانت برى و وجود او از لباس مهانت عرى بوده باشد بلى و اللَّه ليكن اگر در سيرت ابو عبيده نيك بنگرى و تعمق را كارفرما شوى بلكه اگر به نظر غير غائر هم ببينى دلائل خيانت و مخائل مهانت او بسيار از بسيار به تو مشهود خواهد افتاد و قد اريناك شطرا منها عما قريب فخذها اخذ خبير اريب بالجمله بودن ابو عبيده